۱۳۸۴ اسفند ۲۹, دوشنبه

قد کشیدیم

همه دستهایمان را بالا برده ایم. روی پنجه هم که می ایستم باز قدم نمی رسد. بچه ها چانه می زنن دکه کی از بقیه بلندتر است.من نبودم ، من چهارمی هم نبودم .
دورتر می ایستم . علی از همه بلندتر و قوی تر است ، اما محبوب ِ بچه ها رضاست . همه دوست دارند توی تیم او باشند از همه بهتر دریپل می زند . فوتبالش حرف ندارد.
دورتر می ایستم بین بچه ها سر ِ رتبه دوم و سوم دعواست اما همه قبول دارند که علی از همه بلندتر و قوی تر است.
امیر کله خر است . سر ِ کل کل همه کار میکند . می گفتند سوسک زنده را گاز زده . کسی آدم حسابش نمی کند . رتبه دوم را دارد تقریبا هم قد رضاست.
دعواها تمام شده یارکشی می کنند که فوتبال بازی کنند.من بازی نمی کنم ، اما روی تاکتیک بازی اظهار نظر میکنم. بچه ها حرفم را قبول دارند. معمولا روی حرف های من به تفاهم میرسند. با کوچه سوسن که بازی میکنیم یک مسابقه تمام عیار است .
چند وقتی هست که بازی نمی کنم.کسی پیغامی فرستاده که احساس میکنم بزرگ شدم . بزرگ شدن که به قد نیست . هست؟

۵ نظر:

shaadi گفت...

manam bozorg shodam...amma ghadam!!!

ناشناس گفت...

بعضي وقت ها بزرگ شدن ... بعث ميشه از خيلي چيز ها دور بشيم .. صداقت پاكي . صفا در همان كوچيكي هاست كه بويي از سياست زندگي نبرده اند ... دلم گرفته است . امسال نيز تمام شد ... و ما مثلا بزرگ ميشويم . چه بخواهيم و چه نخواهيم .
پايدار باشي . ايرواني

vartan گفت...

خیلی تفاوت کرده نوشتهایت.راست می گویند سربازی ادم را می سازد ولی ربطش را با ویلاگ نویسی نمیفهمم.

سال نو مبارک پویاهه ی نازنین.

ناشناس گفت...

This is very interesting site... »

ناشناس گفت...

best regards, nice info »