شنبه ۲۳ ژوئیهٔ ۲۰۱۱

پرنس

این همان پا است.
 ساق، پوست، قوزک، همان که در کارتن سیندرلا کفش بلوری پوشیده بود.
امشب به نیمه نمیرسد.
 با موشها و خرگوشها گوشه اتاق هویج می خورم

دوشنبه ۱۸ ژوئیهٔ ۲۰۱۱

گردن آویز

آشفته  حال و  سودایی،   اندوهگین و  افسرده/ چادر     به     سر   نپوشیده، رخ  با حجاب  نسپرده
پروای   گیر و بندش نه،   وز گزمگان  گزندش نه/ فکر " بپوش  و پنهان کن" خاطر از او  نیازرده
چشمش   دو دانه ی   انگور  از خوشه ها جدا مانده/ دست زمانه صد خم خون از این دو دانه افشرده
دیوانه، پاک دیوانه،    با خلق خویش   بیگانه/   گیرم    برد جهان   را آب، او خوابش از جهان برده
بی اختیار و بی مقصد، با باد رفته این خاشاک/ خاموش و مات و سرگردان، بی گور مانده این مرده
یک جفت اشک و نفرین را، سرباز مرده پوتین را/ آوی ز کرده  بر گردن، بندش  به هم گره خورده

گفتم که: " چیست این معنی؟" خندید و گفت: "فرزندم/ طفلک نشسته بر دوشم، پوتین برون نیاورده ..."
سیمین دانشور

یکشنبه ۱۷ ژوئیهٔ ۲۰۱۱

یکشنبه ۲ ژانویهٔ ۲۰۱۱

happy new year

آقا جان! به سلامتی و میمنت این سال نکبتی 2010 هم تمام شد وبه قول مجریای خوش قریحه تلویزیون :"آغاز سال جدید میلادی رو به هموطنای عزیز مسیحیمون تبریک میگم". البته من نمی دانم واقعا شروع شدن یک سال جدید را باید تبریک گفت یا پایان یافتن سال قبلی. به نظرم منظور تبریک گوینده این است که" خُب امسال هم که زنده موندی و قِسِر در رفتی مبارک باشد!" به هر حال آرزو می کنم که سال، سالِ بهتری باشد  برای همه.
 فرصت کم است و باید جنبید آقا! این "مایاها" و "نوستراداموس" فرموده اند سال 2012 آخرش است. ایستگاه آخر.  بالاخره، آخر دنیا  میرسد و ما هنوز کامی نگرفته ایم از بهار! یک سال و خورده ای وقت دارید کامی بگیرید از بهار. پس کامی بگیریم از بهار 

سه‌شنبه ۲۷ ژوئیهٔ ۲۰۱۰

هوای تو

اتاق را بغل می کنم
از هوای تو گذشته است.

یکشنبه ۲۵ ژوئیهٔ ۲۰۱۰

توصیه

همسابه عزیز!
از مالیدن محتویات بینی خود بر روی آیینه آسانسور خودداری فرمایید .

چهارشنبه ۲۱ ژوئیهٔ ۲۰۱۰

دارم میرم سر کار،ینی الان کله سحره که من آن لاین شدم. این" وی پی ان" هم چیز غریب و خوبیست. خداوند جنبه استفاده از آن را به ما عنایت بفرماید

سه‌شنبه ۲۰ ژوئیهٔ ۲۰۱۰

شراب

صبح است ساقیا

سه‌شنبه ۸ ژوئن ۲۰۱۰

...

رهگذر شاخه نوری که به لب داشت به تاریکی شنها بخشید و به انگشت نشان داد سپیداری و گفت :
داش! بچه این محلی؟

شنبه ۲۹ مهٔ ۲۰۱۰

پاریس 36

عرض کنم خدمتتان که بنده بر خلاف این دوستان ِ مانوس با محصولات ِ فرهنگی، که بسیار گزیده و فیلتر شده سراغ درواقع پدیده های فرهنگی می روند، مثلن از کیشلوفسکی پایینتر را کارگردان حساب نمی کنند، هر وقت به عرضه کننده این محصولات مراجعه می کنم  کاملن فله ای، چه فیلم و چه کتاب و به قول انوش مثل خرید سیب زمینی، یعنی از روی جلد و عکس، مبادرت به خرید اینگونه محصولات می کنم.
آن وقت است که اگر یک چیز خوب و دندانگیر  گیر بیاد میانشان، میگذارمش به حساب کشف خودم و آقا یک حالی می دهد. هر چند عنقریب 70 درصد کالاهای ابتیاع شده دور ریختنی هستند و کم ارزش. اما می چسبد. تمرین خوبی هم هست که وقتی سراغ نوشته ها و نظرات اهل فن بروی ببینی معیارهای زیبایی شناسایت چقدر انطباق  دارند با اینها.
حالا یکی از این کشف های اخیر بنده که از قوت و شهرتش  بی خبر بودم و کماکان هم هستم این فیلم پاریس36 است. عجب فیلمی است. شدیدن توصیه می شود قربانت گردم.