آسفالت پابرهنه می دود
و توپی که کودکی مرا برد زیر کدام تایر ماشین؟
پنچر
برگشتم از هزار فرسنگ زیر کارون
گرفته ا یم تا
هزار کیلو هرتز روی ماهواره بندری آغاسی
شرجی از سر و کول نخل بالا میرود
و له له های آخر آفتاب
پایم نمی سوزد .
میسوزد
خب... کجای قصه بودیم؟ اول یکی بود یکی نبود یا آخر کلاغه به خونش نرسید ؟
6 comment:
شهلا
بچه گی همه ما زیر یه چیزی رفت توی این دنیا...
دلم واسه شعرات تنگ شده بود!
سلام
پویا جان پیشه منم بیا خوشحال میشم ببینمت
تا برگرديم، همه ي كارون را خاك گرفته بود...
موفق باشيد همشهريhttp://edame.blogfa.com
..........
.......
payam nemi soozad ......
misoozad!
puya.he mano yadete ?!!
www.gisoo69.persianblog.ir
ارسال يک نظر