۱۳۸۴ آبان ۱۸, چهارشنبه

از گذشته ها . . .

سه اكتبر سومين سال شروع پوياهه بود كه يادم رفت :

دنبال يه جمله بي ربط مي گردم بنويسم اين اينجــــــآ
كسي نظري نداره ؟؟؟
اووووممممممم راستي من حالم خوبه

گاهي كه زجر مي كشي از اتفاقي كه افتاده .... افتاده افتاده ... بخند چون نميتونم گريه كنم

تاچند ساعت ديگه من و اين اتاق غرق ميشيم
ماهيا از پشت پنجره اتاق رو نگاه ميکنن . با اون چشاي احمقانشون
يعني اين اتاق تا صبح دووم مياره ؟؟؟

با این سه تا حرفی که روی کی بورد بقل هم هستند چقدر میشه کلمه ساخت " ل و آ و ب " :
لال - بال - ال - لا- بلا- بلال - بل - لول - لب ..
کلاس اول که بودیم ، وقتی یه حرف جدید رو یادمون می دادند چه قدر فکر می کردیم چه کلمه های جدیدی میشه باها شون نوشت .
" هـ " اول چسبان رو یادمون که دادند ، تو کـَتـَم نمی رفت « هشمتی » رو نباید اینطوری نوشت .
حتما اون موقع شناختم از دنیا ، خالی از "ح" ای بوده که عین همون " هـ اول چسبانه .
احتمالا اون موقع نمی دونستم خیلی چیزا هستن که وجودشون به هیچ دردی نمی خوره ، ولی هستن .

اگرفقط همین ده انگشـتِ دستهام بمانند برایم می گذارمشان برای ده چشمی که نمی توانند ببینند.

چای می چسبد
و خاطره ی گرمی از تو شبنم می نشیند روی فنجان
وقتی کارون روی ابرهای کنار پنجره جاری شده است

۲۵ نظر:

sanaz گفت...

اول از همه اول شدم دومش سه سالگیت مبارک سومش جمله بی ربط اینکه از تقی چه خبر از اون آقاهه دوست محسن خیلی بدم میاد هنوز چهارمش خبر بده که غرق نشدی پنجمش خوبه که میشه که فقط کلمه های خوب نساخت مثلا فحش هم داد

ناشناس گفت...

گزارش كامل نوشته هاتون را ساناز داد .. هنوز كلمات زياد تري هم ميشه ساخت .. 41 روز دوري زياد نيست .. من هفت سال و نيم از خانواده دور بودم . اما قدر دوران هاي خود را بدان چرا كه تجربه هايي در اين دوران بدست ميآوري كه هيچ وقت ديگه فرصت بدست اوردنشان را نداري و پيدا نميكني .. پايدار باشي . پونه

رويا گفت...

سلام!
اين همون قلميه كه من ديده بودم!مرسي كه دوباره رو كردي؟ولي مگه تردستي تو وبلاگت داري!!!!!!!!!

potin گفت...

درود

فضای بارونی پاییز توی کلاس درس رو برام تداعی میکنه . من به جای اینکه با حرف ت برم فامیلیمو بسازم زود فکر کردم که این ت اول چه کلماتی هستند . خیلی جالب بود برام . وجه اشتراک زیادی بین فامیلی خودم با کلمات پیدا کردم . فکر میکردم همه چیزهایی که با ت شروع میشن از ین پس مال من هستند . اولیشون هم تفنگ بادی بود که همیشه عشقم این بود که یه دونه داشته باشم . خوب گفتی . گاهی این فلاش بک ها یادمون میاره که کی بودیم و چی میخواستیم .

شیدا گفت...

زدی تو خط نوستالژی انگار... جمله ی بی ربطت هم خیلی بی ربط نبود... بی ربط ترش زیاد هست... در آخر هم ضمن اینکه تولد پویاهه رو تبریک می گم آرزو می کنم کمکی شنا بلد باشی... برات آرزوهای خوب خوب می کنم... هرجا که باشی

لولو گفت...

پیمان و میگه=))

vartan گفت...

چند ساله شدی؟
مهم نیست...مهم سالهایی است که باید این ÷نجره لعنتی را روی کولت این ور و آن ور ببری که شاید روزی از آن طرفش یکی بیاید و سنگی بزند و شیشه اش را...!
کلی از این حسهای قلمبه که توی پاچه ی شلوارم گیر کرده...
دلم برای تنگ شده پدر سگ ...زودتر برگرد.

mohsen nezarat گفت...

salam paouyaheh jan ! tavalode eide webloget 3 salegish mobarak !!!

roya گفت...

yadam raft tavalod mobarak begam!
dige inke man linke u ro b ejaze!!!ezafe kardam
akharesham pirooz bashi:roya

shaghayegh گفت...

mobaarak baashe

Khashayar گفت...

Pooyahe jan...kheili vaghte ke khanande haye tofale mitoonan Pooyaharo ham bekhoonan...vali bar aksesh sadegh nist...chera?

همسايه گفت...

سلام
مباركه منم به نوبه خودم تبريك ميگم. انشاء الله وبلاگت 120 ساله بشه
يا حق

فریدون گفت...

من حق حق و تو دق دق
تو هی هی و من هو هو

shaghayegh گفت...

Khoobi baraadar?

shahin - شاهین گفت...

مبارک باشه. من در مورد باران نوشتم. خوشحال ميشم بهم سر بزنی

ناشناس گفت...

نمينويسييد ... منتظرم .. پونه .

Khashayar گفت...

تو مثل لاله‌ي پيش از طلوع دامنه‌ها
که سر به صخره گذارد،
غريبي و پاکي
ترا، ز وحشت توفان، به سينه مي‌فشرم
عجب سعادت غمناکي!

-منوچهر آتشی-

تارا گفت...

نمی نویسید؟

انجمن سايه (حسين) گفت...

سلام دوست عزيز
خيلي خوشحال ميشم اگر مارو هم به عنوان همشهري خودتون بپذيريد.
اگر مايل به تبادل لينك بودي خبرم كن
ممنون

roya گفت...

mordam az bas control f5 gereftam va in safe hamoon shekli bood!akhe entezare faraj ta key!!!!!!!!!!!!

م.خندان گفت...

با این که وبلاگ قدیمی ای دارید و قبل ها خیلی به وبلاگ شما سر می زدم . اما این بار که بعد از مدت ها دوباره به وبلاگتان آمدم نوشته و نوشته های قبلی اتان را خواندم. اما متاسفانه در نوشته هایتان مفهوم خاصی را دنبال نمی کنید. و به نوعی نهیلیسم رسیده اید. شاید. امید که بهتر شوید . همان طور که یک یا دو سال قبل بودید . .

hesam گفت...

پویاهه!

rahman گفت...

tavalodet mobarak

omid گفت...

از آشنايي با شما خوشحالم/تولد وبلاگتون هم با تاخبر مبارك

otobos گفت...

در اعتراض به بازداشت ۸ تن از اعضای سندیکای اتوبوس رانی و در حمایت از

اعتصاب سراسری روز یکشنبه ی کارگران و رانندگان اتوبوس در تهران و

حومه روز یک شنبه تمام وبلاگ هایمان را به نام سندیکای اتوبوس رانی آپ

کنیم و یا لوگوی سندیکا را در وبلاگ خود قرار دهیم و به این وبلاگ لینک کنیم