۱۳۸۴ آبان ۸, یکشنبه

لوس بازي

چه ميدونم ! نوشتنم نمياد . اما انگار بعد از اين همه وقت كه اومدم تو كافينت اگه يه چيزي ننويسم دلم تنگ ميشه .

هوا سرده . از اون سرد ها كه تا گردن خودت مي چپوني تو كاپشن .در حال حاضر هم بدجوري جيش دارم و خيلي سخت تر بهم ميگذره تو اين غربت

بعضي از دوستان لطف داشتن لينك دادن . ايشالا به زودي جبران مي كنم

۳ نظر:

maryam گفت...

salam e unja sarde inja ham.baba sarmaro veledh pasho bia inja.rasti tu khunamun ye jen peydashode esmesh hovakhshatra viliamse

اهری گفت...

برو برات دعا میکنم ! جیش ! ماما ! لالا

اهری گفت...

برو برات دعا میکنم ! جیش ! ماما ! لالا